آشنایی با مفاهیم انتخاباتی

انتخابات غیرآزاد

انتخابات دموکراتیک آزاد مرکب است از آزادی رأی دهنده، رقابت چند حزبی و نتایجی که بر سیاست های حکومت به شیوه ای نسبتا مثبت و منسجم تأثیر می گذارد. برعکس، در انتخابات غیردموکراتیک و کنترل شده چنان به روش های متنوع در این سه عنصر دستکاری می کنند که موجب پریشانی و خلط گونه شناسانه می شود.

انتخابات غیر آزاد (Unfree Elections)

حق‌الناس- امروزه انتخابات تقریبا در همه بخش های جهان برگزار می شود اما حتی در این عصر گذارهای دموکراتیک کم و بیش موفق، در بسیاری از رقابت های انتخاباتی رأی دهندگان از یک انتخاب واقعی برخوردار نیستند. تفاوت میان کشورهایی که در آن« مردم» واقعا انتخاب می کنند و کشورهایی که در آن ها دولت در تلاش برای کسب مشروعیت ساختگی، رأی دهندگان را به انتخاب آن چه خود می خواهد مجبور می سازد، همچنان به طور آشکاری به چشم می خورد.

سیاستمداران و علمای اجتماعی و نیز عموم مردم، برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی را اساسی ترین عنصر مشروعیت برای همه دموکراسی های کثرت گرا تلقی میکنند. در حقیقت علمای سیاست، خود را اساسا علاقمند به نظام های چند حزبی دموکراتیک که دارای انتخابات رقابتی هستند، نشان داده اند. به این دلیل تکنولوژی های متنوع و اصلاح شده جعل مشروعیت و رضایت که در بسترهای سیاسی غیر رقابتی ابداع شده اند،نظیر انتخابات تک حزبی یا انواع دیگر انتخابات تحت کنترل دولت یا مشتری گونه تاکنون بررسی نشده اند.( اصطلاح مشتری گونه بیان کننده روابط قدرت متقابل بین افراد یا گروه ها در موقعیت های نابرابراست. روابطی مبتنی بر مبادله منافع «حامیان»، نظیر زمین داران بزرگ و «مشتریان» نظیر دهقانان فقیر، در شکل حفاظت، دسترسی به منافع دولتی یا حزبی، پاداش های مادی، شغل، پرستیژ و..)

محققانی که انتخابات غیرآزاد و فاقد انتخاب واقعی را مطالعه می کنند، بر اهمیت چنین انتخاباتی برای حاکمان کشورهای مربوط تمرکز دارند و نه بر اهمیت رأی دهندگان منفرد.

حاکمانی که برای حفظ قدرت خود به صندوق رأی متکی نیستند از انتخابات برای بسیج افکار عمومی و کسب مشروعیت ظاهری در جهانی که انتخاب مردمی جانشین انتخاب الهی شده است استفاده میکنند.

تعریف انتخابات رقابتی

شاید چنین استدلال شود که همه فرایندهای انتخاباتی به گونه ای اجتناب ناپذیر، غیردموکراتیک هستند. چنین رویه هایی به باهوش ترین و قدرتمندترین نخبگان امکان می دهد که « مردم صاحب حاکمیت» را به واگذاری قدرتشان به شیوه ای قابل قبول وادارند. از این نقطه نظر، تمایز میان انتخابات واقعا دموکراتیک( آزاد و رقابتی) و انتخابات غیرآزاد و غیر رقابتی از اهمیت کمی برخوردار است. یعنی هر دوی این ها بر نوعی  نمایندگی نادرست اراده مردم متکی هستند. براساس این تفسیر، تنها راه اجتناب  از نمایندگی نادرست عبارتست از دموکراسی مستقیم یا استفاده از قرعه کشی برای انتخاب صاحبان قدرت، همچنان که در یونان باستان بدین شکل بود.

متفکران نخبه گرا مدت هاست که بدبینی خود را نسبت به ماهیت آزاد و رقابتی در انتخابات ابراز داشته اند. از نظر گائتانو موسکا، «این نماینده نیست که توسط رأی دهندگان انتخاب می شوند، بلکه به عنوان یک قاعده، این خود فرد است که انتخاب میشود. به عقیده ژوزف شومپیتر، « انتخاب رأی دهندگان از ابتکار عمل آن ها ناشی نمی شود، بلکه انتخابی است که باید شکل بگیرد و شکل گیری آن بخش ضروری فرایند دموکراتیک است».

این انتقادها ناظر برآنند که رویه های کاملا دموکراتیک ایده آل های بعیدی هستند و با توجه به وزن و تاثیر عوامل نهادی، اقتصادی، ایدئولوژیک، اجتماعی و انسان دست نیافتنی می باشند. در بهترین حالت انتخابات نسبتا آزاد و رقابتی هستند. در حقیقت، این دو نکته یعنی آزادی رأی دهندگان و رقابت میان نامزدها، پذیرفته شده ترین معیارهای تمایز میان انتخابات«آزاد» و «کنترل شده» به شمار می رود. معیار سومی، یعنی تاثیرات انتخابات بر سیاست های حکومت باید به دو معیار فوق اضافه شود تا این تمایز کامل گردد.

*آزادی رأی دهنده به عنوان معیار شناسایی انتخابات آزاد

از لحاظ عملی تفاوت میان انتخابات آزاد و کنترل شده از طریق فرصت رأی دهنده برای بهره مندی از موارد زیر مشخص می شود:

۱_برخورداری از حق رأی که با ثبت نام به رسمیت شناخته می شود.

۲_ استفاده از حق رأی بدون وجود تقسیم بندی هایی که رأی دهندگان را به گروه های مختلف تقسیم می کند و همگانی بودن حاکمیت مردمی را از میان می برد(به مانند آفریقای جنوبی)

۳_ ریختن آزادانه رأی بدون برخورد با موانع خارجی

۴_ تعیین آزادانه نحوه رأی دادن

۵_ انتظار اینکه آراء با دقت شمارش و اعلام شوند،حتی اگر برخلاف خواست حاکمان باشند( برای مثال مکزیک و مصر مدت طولانی در مقابل این قاعده مقاومت نمودند و اندونزی هنوز مقاومت می کند)

انتخابات کنترل شده انتخاباتی هستند که یک یا چندمورد از این شرایط را دارا نباشند. دراین جا آزادی انتخابات در عمل براساس میزان آزادی رأی دهنده مورد قضاوت قرار میگیرد.

*رقابت چند حزبی به عنوان معیاری برای شناسایی انتخابات آزاد

دومین معیار برای شناسایی انتخابات آزاد حضور چندین نامزد یا لیست نامزدها برای یک منصب است. انتخاباتی که در آن تنها یک نامزد واحد یا یک لیست نامزدها به رأی دهندگان ارائه شود قطعا رقابتی نیست.

در دموکراسی های چند حزبی معمولا دو محدودیت برای رقابت وجود دارد. یکی محدودیت مالی  و دیگری محدودیت قانونی و هنجاری است که مثلا در آلمان باعث غیرقانونی شدن حزب کمونیست از سوی حکومت شد یا در مناطق دیگر که موجب غیر قانونی شدن احزابی شد که اهداف نژاد پرستانه را دنبال میکنند.(برای مثال تلاش های صورت گرفته برای غیرقانونی کردن جبهه ملی در فرانسه)

رقابت انتخاباتی تقلبی هم وجود دارد، در نظام های اقتدارگرا یا توتالیتر که درآنها استفاده از نظام های تک حزبی، غیر حزبی، تک لیستی رایج است،بیشترین نمود را دارد. این نطام ها فهرست رسمی به رأی دهندگان ارائه می دهند و هرگونه امکان رقابت و مخالفت قانونی را سلب می کنند. نکته معما گونه این رژیم ها،محاسبه اعجاب انگیز نتایج پیروزی که از قبل بوسیله دولت تعیین شده مربوط می شود.( پدیده ای که هنوز در چین،کوبا، کره شمالی و ویتنام رخ می دهد).

مانع دیگری بر سر رقابت در این انتخابات به اعمال محدودیت در مورد تعداد احزاب تحمل شده ارتباط دارد. چنین محدودیت هایی در ترکیه(پس ازجنگ)، برزیل(بعد از۱۹۶۴) و ایران( قبل از۱۹۷۵) وجود داشت. این محدودیت ها امروز هنوز در مصر، اندونزی، سنگاپور و در بین احزاب اسلامگرای الجزایر وجود دارد. این رژیم ها غالبا موانع رویه ای برای کنترل رشد تعداد اندک احزاب کوچک و قانونی یا گروه بندی های انتخاباتی که در کشورشان فعالیت میکنند، ایجاد می نمایند.

در نهایت، بعضی از حکومت ها رقابت را به صورت دیگری محدود میکنند یعنی به رأی دهندگان امکان می دهند تنها از بین دو یا سه نفر تأیید صلاحیت شده دست به انتخاب بزنند‌( این رویه در اسپانیای عصر فرانکو و نیز بسیاری از کشورهای آفریقایی و در دموکراسی های به اصطلاح مردمی اروپای شرقی در پایان عصر کمونیسم اعمال میشد)

*نتایج انتخابات به عنوان معیاری برای شناسایی انتخابات آزاد

تاثیر نتایج انتخابات بر حکومت سومین معیاری است که به وسیله آن انتخابات آزاد از انتخابات کنترل شده متمایز می شود. در رژیم های واقعا دموکراتیک، کنترل قدرت معمولا به وسیله نتیجه انتخابات تعیین می شود. در رژیم های غیر دموکراتیک، نتایج انتخابات، ساختار قدرت را تغییر نمی دهد. صاحبان قدرت مدعی می شوند که فراتر از احزاب و رأی دهندگان هستند. انتخابات صرفا به عنوان یک دماسنج سیاسی عمل کرده که خواندن این دماسنج تعهدی برای حکومت ایجاد نمی کند.

انتخابات دموکراتیک آزاد مرکب است از آزادی رأی دهنده، رقابت چند حزبی و نتایجی که بر سیاست های حکومت به شیوه ای نسبتا مثبت و منسجم تأثیر می گذارد. برعکس، در انتخابات غیردموکراتیک و کنترل شده چنان به روش های متنوع در این سه عنصر دستکاری می کنند که موجب پریشانی و خلط گونه شناسانه می شود. درحالیکه بعضی از انتخابات شبه رقابتی یا غیر رقابتی می توانند دارای پیامدهای سیاسی هم باشند، انتخاباتی که اصلا آزاد نیستند تأثیری برای رأی دهندگان نخواهند داشت، حتی اگرچه ممکن است برای تظاهر به وجود رقابت چندین نامزد نیز معرفی شوند.

این مقیاس تجربی دو نوع دستکاری انتخاباتی را از هممتمایز می سازد: انتخابات« انحصاری» شبه رقابتی و انتخابات«اتفاق آراء» اجباری.

در مورد انتخابات انحصاری، حکومت به دنبال جلوگیری از ظهور اعتراضات گسترده است و بدین منظور حق رأی یا تعداد احزاب یا تعداد نامزدهای شرکت کننده در رقابت را محدود میکند. این نوع انتخابات شبه رقابتی به وسیله تعدادی از حکومت های نظامی یا غیرنظامی قوی بین سال های۱۹۵۰و ۱۹۸۰ در برزیل، اندونزی، مکزیک،مراکش، پاراگوئه، تایوان و ترکیه صورت میگرفت. مصر، اندونزی، مراکش، سنگال و تونس هنوز به این رویه عمل میکنند یا صرفا در این اواخر آن را کنار گذاشته اند‌. انتخابات کثرت گرایانه کنترل شده هنوز هم یک روش انتخاباتی برای رژیم های اقتدارگرای محافظه کار که در شکل رژیم های شبه دموکراتیک ظاهرشده اند، به شمار می رود. رژیم های انقلابی، توتالیتر و پساتوتالیتر بلوک کمونیستی سابق و جهان درحال توسعه سابق تمایل خود را به دستیابی به اتفاق آراء به وسیله انتخابات تک حزبی یا تک لیستی نشان داده اند. انتخابات چند حزبی، حتی نوع جعلی آن، در این کشورها به ویژه در آفریقا، نادر است. اما انتخابات کاملا تک نامزدی یا تک لیستی به تدریج از تعدادشان کاسته شده است(البته نه در مورد انتخابات ریاست جمهوری). به علاوه، انتخابات کثرت گرایانه به ظاهر رقابتی که ویژگی دیکتاتوری درحال زوال است موجب تأثیرگذاری رأی دهندگان میشود، به ویژه در بعضی از دولت های اقتدارگرای آفریقای شرقی که شاید بتوان آن ها را به عنوان انتخابات«رضایت» تفسیر نمود.

*اهداف انتخابات غیر رقابتی

انتخابات تحت کنترل دولت چشم انداز عمومی از جنبه های منفی فرایندهای انتخاباتی به دست میدهد.این نوع انتخابات ابزاری برای درک ابعاد پنهان مدیریت سیاسی اداره امور در رژیم های اقتدارگرا ارائه می دهند. اما سوابق انتخاباتی بسیاری از دموکراسی ها نیز نشان میدهد که این کشورها طی مسیر توسعه سیاسی خود علاوه بر مراحل لیبرال شاهد مراحل به نسبت یا کاملا اقتدارگرایانه هم بوده اند. برای مثال، ایالات متحده تا قبل از سلسله تظاهرات حقوق مدنی دهه۱۹۶۰ عملا حق سیاهان جنوب را برای رأی دادن، انکار نموده بود.

انتخابات غیر رقابتی فرصت نادری برای ثبت و تحلیل تجلیات عمومی حکومت هایی که این نوع انتخابات را سازماندهی میکنند، فراهم می نماید‌. درآن دسته از دولت های برخوردار از اقتصادهای نوظهور(نوعا کشورهای جهان درحال توسعه سابق، چه اقتدارگرا،یا پساتوتالیتر یا پوپولیستی و یا ارتجاعی) منازعه سیاسی و حل و فصل منازعه تاحد زیادی پنهان باقی می ماند. مبارزات سیاسی این کشورها پشت صفحه تاری پنهان می شوند که از گروه نخبه حاکم کوچکی در برابر بازرسی های عمومی محافظت به عمل می آورد. وجود همین مخفی کاری،انتخابات غیر رقابتی را برای کسانیکه به مطالعه علاقمندند به منبع استثنایی اطلاعات در مورد یک واقعیت سیاسی تبدیل می سازد، واقعیتی که در زمان های دیگر از چشم پنهان می ماند.

مشاهده ساز و کار گزینش نامزد،مبنای گسترده و مفیدی‌ برای درک دشمنی، سازش، تطمیع و ارعابی را فراهم میکند که غالبا اهداف واقعی انتخابات غیر رقابتی هستند.در حقیقت، ترکیب لیست نامزدهایی که به رأی دهندگان عرضه می شوند در بردارنده تفاوت های ظریف ایدئولوژیک و عملگرایانه بسیار زیادی است که نشان دهنده جریان ها و گروه های سیاسی پنهان درون رژیم های به ظاهر تک حزبی هستند.

در بخش هایی از جهان، هیچگاه انتخاباتی برگزار نمی شود(فیدل کاسترو زمانی اعلام نمود که«انقلاب وقتی برای انتخابات ندارد»). اما درکشورهای تحت حاکمیت کمونیسم، انتخابات بسیج گرایانه معمولا برگزار میشدند. برای مثال در اتحاد شوروی در۱۹۸۴ میزان مشارکت۹۹/۹۹ درصد بود که ۹۹/۹۴ درصد آراء به لیست رسمی تعلق گرفت. کار ویژه این انتخابات نشانگر این موضوع به توده مردم بود که حاکمان به آن ها اهمیت می دهند و این درحالی بود که بسیاری از رأی دهندگان روس و اروپای شرقی که به درستی ثبت نام شده بودند هیچگاه حضور فیزیکی بر سر صندوق ها نیافتند.

برای رژیم های اقتدارگرا و پساتوتالیتر امروزی انتخابات غیر رسمی سوپاپ اطمینانی است برای خارج کردن فشارهای داخلی و خارجی که متعاقب نارضایتی و مخالفت پدید می آیند. انتخابات غیر رقابتی یک حاکم را مجبور می سازد که در تثبیت موضع خود صریح باشد. درهمین حال، این نوع انتخابات نوع روابطی( اجبارآمیز یا مشارکتی) را که گروه حاکم با مردم دارد مشخص می سازد.

انتظار می رود که انتخابات رقابتی جابه جایی مسالمت آمیز صاحبان قدرت را به همراه آورد‌ و به رهبران و حکومت ها و سیاست هایشان مشروعیت بخشد. اما اهداف عملی انتخابات تحت کنترل دولت کدامند؟

انتخابات تحت کنترل دولت شامل چهار کار ویژه خاص میشود: ارتباط، آموزش، مشروعیت بخشی و اصلاحات توزیعی.

ارتباط: کارویژه ارتباطی این انتخابات کاملا شناخته شده و بی چون و چراست. فرایندهای انتخاباتی معمولا فرصت فوری و معتبری برای انتقال برنامه ها، توضیحات و الگوهای حکومت به مردم فراهم می کنند. همچنین انتخابات فرصتی را برای استخدام به واسطه هایی به نیابت از کسانی که در قدرتند فراهم می سازند. در رژیم های اقتدارگرا که بحث و مخالفت عمومی ممنوع است، گاهی اوقات زمان انتخابات دوره سیاسی شدن استثنایی به حساب می آید، هرچند این امر منحصرا به نفع حاکمان هدایت میشود.

آموزش: هدف آموزشی انتخابات تحت کنترل دولت نشان دهنده این تناقض است که، درحالیکه رأی دادن شهروندان مبین نقش تأثیرگذار آن ها بر حاکمانش است اما در همان حال نابرابری های واقعس قدرت را از طریق برابری ظاهری در پای صندوق های های رأی پنهان میدارد. نتیجه این فرایند هم آموزشی و هم اغواگرانه است. در اوضاعی که حکومت ها اعتقاد دارند موافقت عمومی تقویت کننده ثبات است، انتخابات معمولا مخالفان را بی اعتبار می کند درحالیکه نهادینه شدن رژیم اقتدارگرا یا پساتوتالیتر را تقویت می نماید.

مشروعیت بخشی: کارویژه مشروعیت بخشی انتخابات تحت کنترل دولت، که البته به اندازه کارویژه آموزش مجادله انگیز است، میتواند دو شکل به خود بگیرد. مشروعیت بخشی ملی و مشروعیت بخشی بین المللی. انتخابات برای جهان خارج سمبل رفتار خوب است‌. برای مثال در روندا، دولت بیل کلینتون رئیس جمهور آمریکا تقاضا نمود که به هر قیمتی انتخابات برگزار شود، حتی اگرچه از لحاظ عملی این انتخابات نمیتوانستند برمبنای معیارهای معمول دموکراتیک خیلی قانع کننده باشند. در همین حال مشروعیت بخشی انتخاباتی داخلی در دولت هایی که وحدت ملی شان شکننده و یا کاملا از هم پاشیده است دارای اهمیت بسیار زیادی است. در این کشورها انتخابات معمولا سودمندترین روش برای افزایش بسیج مردمی و ملی به شمار می رود.

اصلاحات توزیعی: انتخابات غیر رقابتی انعکاس دهنده توزیع درونی قدرت بین گروه هایی است که دولت یا دستگاه تک حزبی را کنترل می کنند و البته بر نحوه توزیع قدرن نیز تاثیر می گذارد. در رژیم هایی که هیچ ساز و کار اجباری واقعی برای مشورت با مردم وجود ندارد، فراخوان انتخابات غالبا براساس چند انگیزه صورت میگیرد: نیاز نخبگان حاکم به تایید عمومی، آرزوی کسب حمایت عناصر جدید در طیف های سیاسی مختلف یا دربعضی از شرایط تمایل به تضعیف مراکز نفوذ سنتی نظیر مذهب(مثلا در الجزایر).

گاهی اوقات، هدف انتخابات تحت کنترل دولت«مشورت» با مردم به منظور تأیید یا اجرای یک مصالحه از قبل مذاکره شده است. همچنین این انتخابات می تواند به برقراری مجدد و کنترل جدی بر بخش های هرج و مرج طلب و بی علاقه جامعه کمک کند، یعنی از طریق اجبار اعضایشان به بروز سازگاری سیاسی بیشتر(حداقل در ظاهر) یا با جذب مخالفان غیر تندرو با وعده اصلاحات. تحت همه شرایط، انتخابات غیر رقابتی معمولا به احیای نخبگان سیاسی و به طور همزمان تضعیف گروه ها یا افراد مخالف با منزوی ساختن ماهرانه آن ها منجر می شود.

بدون شک انتخابات آزاد و رقابتی به تنهایی برای برقراری یک دموکراسی مطلوب کافی نیست. تولد و تحکیم یک رژیم دموکراتیک جوان به حمایت جامعه مدنی، احیای اقتدار دولتی، برقراری حاکمیت قانون و عوامل دیگری نیز نیاز دارد. اما در همین حال بدون انتخاباتی که اجازه خلع مسالمت آمیز حاکمان را به شهروندان بدهد دموکراسی نمی تواند داشته باشد.

گی ارمه، مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس

گروه ترجمه حق‌الناس

منبع:

رز،ریچارد، دایره المعارف بین المللی انتخابات،ترجمه محمدتقی دلفروز،نشر مرکز مطالعات تحقیقات و آموزش وزارت کشور- نشر میزان،تهران، چاپ اول، ۱۳۹۰٫

برچسب‌ها: ، ، ، ،