آشنایی با مفاهیم انتخاباتی

مفهوم انتخابات‌گرایی

تحت بعضی از شرایط انتخابات حتی ممکن است مانع دموکراتیک شدن شود. انتخابات گرایی اعتقادی است که در سطح گسترده در بین سیاستگذاران و بعضی از محققان ایالات متحده پذیرفته شده و براساس آن صِرف برگزاری انتخابات عمل سیاسی را به مبارزات صلح آمیز در بین نخبگان هدایت خواهد کرد و به طرف های پیروز این مبارزات مشروعیت عمومی خواهد بخشید.

انتخابات گرایی  Electoralism

انتخابات برای تحقق دموکراسی موفق ضروری است و به طور معمول حاکی از وجود بعضی از اَشکال دموکراتیک شدن نیز هست، اما انتخابات فی نفسه برای دستیابی به این هدف کافی نیست. تحت بعضی از شرایط انتخابات حتی ممکن است مانع دموکراتیک شدن شود. این موضوع به ویژه هنگامی صادق است که انتخابات:

ـ به عنوان آیین هایی از مشارکت نمادین برای تأیید حکومت اقتدار گرایی موجود عمل کند(اتحاد شوروی، اندونزی در زمان سوهارتو)

ـ در آن به شدت از زور و حمایت پدرسالارانه استفاده شود؛ به طوری که احزاب مخالف قانونی از شانس عادلانه برای کسب قدرت محروم می شوند(مکزیک قبل از ۱۹۹۴).

ـ به گونه ای زود هنگام و برای متوقف ساختن فرآیند آزادسازی از طریق مسدود ساختن باب مذاکرات برگزار شود.

ـ شکاف های قومی، مذهبی، یا دیگر شکاف های اساسی را تشدید کند(بروندی ۱۹۹۳)

ـ «نمایش هایی» طراحی شده برای مشروع ـ نمودن دخالت یک قدرت خارجی یا استقبال از بخشش های خارجی (ویتنام ۱۹۶۷، بوسنی ۱۹۹۶) باشد.

تحت این شرایط انتخابات احتمالاً دارای درجه ای از سرکوبگری است که کثرت گرایی سازمانی و مخالف فردی را محدود می کند.

همچنین انتخابات را می توان به دلایل دیگری برگزار نمود، که هر چند با ارزش اند اما نباید با فرایند دموکراتیک سازی اشتباه گرفته شوند، برای مثال هنگامی که از آن ها به عنوان فرصت طلایی برای ایجاد صلح در جنگ داخلی استفاده می شود(لیبریا در ۱۹۹۷).

معادل فرض کردن دموکراسی و انتخابات

بسیاری از سیاستگذاران و محققانی که در ارتقای دموکراسی در خارج از کشور خود مشارکت دارند انتخابات را با دموکراتیک شدن معادل می دانند. آن ها استدلال می کنند که انتخابات «آزاد» و «عادلانه» در طراحی دموکراسی های جدید محوری هستند. در راستای این اعتقادات، یک صنعت گسترده کمک انتخاباتی ظهور نموده است.

انتخابات گرایی اعتقادی است که در سطح گسترده در بین سیاستگذاران و بعضی از محققان ایالات متحده پذیرفته شده و براساس آن صِرف برگزاری انتخابات عمل سیاسی را به مبارزات صلح آمیز در بین نخبگان هدایت خواهد کرد و به طرف های پیروز این مبارزات مشروعیت عمومی خواهد بخشید. انتخابات گرایی به عنوان یک ایدئولوژی، انتخابات را بر دیگر ابعاد دموکراسی برتری می دهد و در این راستا دو فرض کلیدی مطرح می سازد: اول این که مبارزات رقابتی یا آن چه رابرت دال «شوخی»یک نظام دموکراتیک می نامد، فرایندی را به وجود خواهد آورد که در آن احزاب سیاسی به منظور رقابت ظهور خواهند کرد، اتحادها و ائتلاف هایی بسته به قدرت نسبی این احزاب شکل خواهد گرفت، نظام های پارلمانی یا ریاست جمهوری ظهور خواهند کرد، مدیریت های انتخاباتی عادلانه به وجود آمده و مجالس نمایندگی تشکیل خواهند شد. فرض دوم این است که بعضی از اَشکالِ حداقلی «دموکراسی انتخابات گرا» از این فرایند حاصل خواهد شد. اگر چه چنین رژیم هایی ممکن است هنوز با دموکراسی های لیبرال فاصلۀ زیادی داشته باشد (به سبب این که ارتش هایشان تابع مسؤولان غیر نظامی انتخابی نیستند، قدرت اجرایی آن ها به وسیلۀ دیگر نهادهای حکومتی مستقل محدود نشده است و یا حقوق سیاسی و مدنی را به رسمیت نمی شناسند)، اما انتخابات گرایان معتقدند که «خیرهای» دموکراتیک احتمالاً به همین خاطر که مسؤولان قوای مقننه و مجریه از طریق انتخابات رقابتی منظم برگزیده می شوند، به وجود خواهند آمد.

منتقدان انتخابات گرایی این فرض ها را به چالش می کشند. آن ها معتقدند که حتی انتخابات حزبی رقابتی ممکن است به بخش های مهمی از جمعیت در مبارزۀ قدرت بهای کمی دهند یا حتی آن ها را از این مبارزه کنار بگذارند. همچنین انتخابات رقابتی ممکن است این حقیقت را پنهان سازد که عرصه های حساسی از تصمیم گیری، خارج از کنترل مقامات انتخابی هستند. به علاوه، تضمینی وجود ندارد که برقراری انتخابات به ایجاد دیگر نهادهای دموکراسی نظیر احزاب سیاسی، مجالس نمایندگی و مدیریت های انتخاباتی عادلانه منجر شود. همچنین دموکراسی های انتخابات گرا لزوماً به دموکراسی های لیبرال هم تبدیل نخواهند شد. در نهایت، منتقدان متذکر می شوند که انتخابات گرایی می تواند به پیامدهای ناخواسته نظیر تحریک و یا تداوم جنگ داخلی منجر شود.

ارزیابی تأثیر انتخابات گرایی

تأثیر انتخابات گرایی چندگانه است. لاری دیاموند نشان داده که هر چند تعداد دموکراسی های انتخاباتی به ویژه در دهۀ ۱۹۹۰ به گونه ای چشمگیر افزایش یافته اما فاصلۀ رو به رشدی میان این نظام های سیاسی انتخاباتی «رسمی» و دموکراسی های لیبرال وجود دارد. در بسیاری از موارد اخیر (کلمبیا، پاکستان، پاراگوئه، روسیه، سری لانکا، ترکیه، اوکراین و دیگران) انتخابات به افزایش خشونت و موارد نقض حقوق مدنی و سیاسی کمک کرده است. اما نشانه هایی نیز وجود دارد مبنی بر این که دموکراسی های انتخاباتی تأثیرات مثبتی بر حقوق مدنی و سیاسی دارند و ممکن است به دموکراسی های لیبرال تر تکامل یابند. هر جا که رقابت انتخاباتی وجود دارد تقاضا برای پاسخگویی حکومت که از دیدگاه های مخالف و بحث بر سر سیاست های عمومی ناشی می شود،نیز وجود دارد. بررسی های فریدوم هاوس (خانۀ آزادی) در بیست سال گذشته برآن دلالت دارد که ظهور دموکراسی انتخاباتی بهترین شاخص پیشرفت آتی در حوزۀ آزادی های مدنی و حقوق بشر است و شواهدی از این امر در آفریقا نیز وجود دارد.

بنابراین ، انتخابات گرایی می تواند به دموکراتیک شدن کامل منجر شده و یا نشود. آن چه اهمیت دارد این است که آیا ترتیبات اتفاقی یا فرصت طبانه ای که به منظور تضمین ثبات و یا حتی مشروعیت بخشی به حکومت غیردموکراتیک از طریق انتخابات برقرار شده اند می توانند به توافقات پایدارتر و قابل اتکاتری در خصوص توزیع قدرت و احترام به طیف گسترده ای از حقوق مدنی و سیاسی تبدیل شوند؟ این موضوع در وهلۀ اول به میزان «آزاد» و «عادلانه» بودن انتخابات در وسیع ترین معنای کلمه بستگی دارد.

چرا که مفهوم انتخابات گرایی اهمیت دارد؟ از آن جا که انتخابات را نمی توان معادل دموکراسی گرفت و در بعضی از موارد می تواند مانع فرایند دموکراتیک شدن شود، بنابراین آن نوع ایدئولوژی که بر چنین ترادفی دلالت می کند می تواند به اشتباهات جدی در سیاست خارجی به نام دموکراسی منجر گردد. اگر صِرف برگزاری انتخابات به عنوان شاخص اصلی دموکراتیک شدن در نظر گرفته شود، مشروعیت سیاسی که به وسیلۀ چنین انتخاباتی به حکومت ها اعطا می شود، می تواند برای تأیید تمرکز قدرت به کار گرفته شود و نه برای تغییر آن. بنابراین، ممکن است به مرور زمان نه تنها کشورها و مردم آسیب ببینند بلکه خود ایده دموکراسی نیز بی ارزش شود.

تری لین کارل، دانشگاه استنفورد

منبع:

رز،ریچارد، دایره المعارف بین المللی انتخابات،ترجمه محمدتقی دلفروز،نشر مرکز مطالعات تحقیقات و آموزش وزارت کشور- نشر میزان،تهران، چاپ اول، ۱۳۹۰٫

برچسب‌ها: ، ، ،