آشنایی با مفاهیم انتخاباتی

تقلب انتخاباتی- قسمت اول

در انتخابات های سراسری، پیامد تقلب انتخاباتی موفق ممکن است اثراتی همانند یک کودتا برای اضمحلال مردمسالاری را داشته باشد. در انتخابات های محدودتر، مقدار کمی تقلب می تواند برای تغییر نتیجه کافی باشد. اگر تقلب انتخاباتی مجازات نشود، می تواند در کاهش اعتماد رأی دهندگان به مردمسالاری مؤثر باشد.

حق‌الناس:‌ تقلب انتخاباتی، دستکاری در انتخابات یا مهندسی انتخابات، عبارت است از دخالت غیرقانونی در روند یک انتخابات. تقلب، شمارش آراء و نتایج آن را تحت تأثیر قرار می دهد، چه با افزایش سهم آراء نامزد دلخواه، چه با کاهش سهم آراء نامزدهای رقیب، یا با هردو. قوانین تقلب انتخاباتی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.

بسیاری از تخلف های انتخاباتی در قانون انتخابات مقرر شده اند، اما تخلفات دیگری هستند که تجاوز به قوانین عمومی دیگر هستند، مثل قوانینی ممنوعیت افترا، مزاحمت یا سوء قصد. اگرچه از لحاظ لغت اصطلاح «تقلب انتخاباتی» تنها شامل اعمال غیرقانونی می شود، گاهی این اصطلاح برای اعمالی که قانونی ولی به لحاظ اخلاقی غیرقابل قبول، خارج از روح قوانین انتخاباتی یا نافی اصول مردمسالاری به شمار می روند به کار گرفته می شود. انتخابات های نمایشی که در آنها تنها یک نفر می تواند انتخاب شود هم گاه تقلب انتخاباتی محسوب می شوند، هرچند مطابق قانون صورت پذیرند.

در انتخابات های سراسری، پیامد تقلب انتخاباتی موفق ممکن است اثراتی همانند یک کودتا برای اضمحلال مردمسالاری را داشته باشد. در انتخابات های محدودتر، مقدار کمی تقلب می تواند برای تغییر نتیجه کافی باشد. اگر تقلب انتخاباتی مجازات نشود، می تواند در کاهش اعتماد رأی دهندگان به مردمسالاری مؤثر باشد.

۱. روش های خاص

فهرستی از خطراتی که متوجه نظام های رأی گیری است یا روش های تقلب انتخاباتی که به مثابه براندازی است، در «مؤسسه ملی استاندارد و فناوری» نگهداری می شود و به عنوان بالاترین درجه براندازی محسوب می شوند.

۱-۱. دستکاری جمعیت رأی دهنده

تقلب انتخاباتی می تواند در صورتی که ترکیب جمعیتی حوزه های رأی عوض شود، پیش از اخذ آراء رخ دهد. غیرقانونی بودن این نوع از دستکاری در نظام های حقوقی مختلف متفاوت است. دستکاری عمدی نتایج انتخابات عموما به عنوان تخطی از اصول مردمسالاری تلقی می شود.

۱-۱-۱. دستکاری در سرشماری نفوس

در بسیاری از موارد حکومت ها قادرند به طور مصنوعی ترکیب جمعیت رأی دهنده را به منظور ایجاد یک نتیجه قطعی کنترل کنند. یک راه برای انجام چنین کاری، جابجایی شمار بزرگی از رأی دهندگان به حوزه انتخاباتی مورد نظر پیش از انتخابات، مثلا با واگذاری موقت زمین یا سرپناه به آنهاست. بسیاری از کشورها با قوانینی که تصریح می کند که رأی دهنده باید به مدت معینی (مثلا شش ماه) در آن حوزه انتخابیه ساکن بوده باشد تا واجد شرایط رأی دادن در آنجا باشد، از وقوع چنین چیزی جلوگیری می کنند. اما چنین قانون هایی می تواند خود نیز به دستکاری جمعیتی بینجامد، چرا که افراد فاقد نشانی معین مثل بیخانمان ها، مسافران، کولی ها، دانشجویانی که به طور تمام وقت دور از خانه تحصیل می کنند و کارگران فصلی را از رأی دادن محروم می کند.

راهبرد دیگر عبارت است از جابجایی مردم به حوزه انتخاباتی به طور دائمی که معمولا از طریق تأمین مسکن ارزان قیمت صورت می گیرد. اگر کسانی که قانوناً واجد شرایط داشتن مسکن ارزان قیمت هستند تمایل به رأی دادن به حزب معینی داشته باشند،  می توان آنها را یا در یک منطقه متمرکز کرد تا آرائشان را پائین آورد، یا به حوزه های حاشیه ای منتقل کرد تا توازن را به نفع حزب مورد نظرشان تغییر کند. نمونه بارز آن در منطقه وستمینستر شهر لندن در انگلستان در دوران ریاست شرلی پورتر بر شورای شهر اتفاق افتاد.

از قوانین مهاجرت هم می توان برای دستکاری در ترکیب جمعیت رأی دهندگان استفاده کرد. برای مثال، مالزی به مهاجران از کشورهای همسایه اش فیلیپین و اندونزی حق شهروندی شامل حق رأی اعطا کرد تا سلطه یک حزب سیاسی بر ایالت صباح را فراهم سازد. این طرح مناقشه برانگیز به نام طرح ای سی معروف شد.

روش دستکاری در رقابت های اولیه و دیگر انتخابات های مربوط به انتخاب رهبران احزاب نیز از همین دست به شمار می آید. کسانی که از یک حزب پشتیبانی می کنند ممکن است به طور موقت به حزبی دیگر بپیوندند (یا اگر جایز باشد در دو حزب متفاوت رأی دهند) تا برای رهبری آن حزب نامزدی ضعیف انتخاب شود. هدف نهایی، شکست نامزد ضعیف در انتخابات سراسری توسط رهبر حزبی است که چنین رأی دهندگانی واقعا از او پشتیبانی می کنند.

۲-۱-۱. محرومیت از رأی

ترکیب جمعیت رأی دهنده ممکن است با محرومیت برخی از طبقات مردم از رأی دادن عوض شود. در برخی موارد، حکومت ها مقرراتی تصویب کرده اند که موانع کلی برای ثبت نام در رأی گیری به وجود آورده است، مثل مالیات های سرانه، آزمون های سواد خواندن و نوشتن و درک مطلب، و الزام به حفظ مدارک حاکی از شرکت در انتخابات های پیشین، که در عمل بر علیه اقلیت ها به کار بسته شد. از آغاز قرن بیستم تا اواخر دهه ۱۹۶۰، بیش تر آمریکایی های آفریقایی تبار ایالت های جنوبی با وجود چنین مقرراتی از دادن رأی محروم بودند.

با توجه به پیگردها و بازداشت های تبعیض آمیز اقلیت ها در ایالات متحده، ایالاتی که قوانین سختگیرانه علیه رأی دادن زندانیان، بزهکاران محکوم و حتی آنهایی که دوران محکومیت شان پایان یافته دارند، اساساً چنین اقلیت هایی را هدف قرار داده اند تا آنها را از رأی دادن محروم شان سازند. در مقایسه با بیش تر ملل اروپایی، بسیاری از ایالت های ایالات متحده قوانین شدیدتری برای جلوگیری از شرکت محکومانی که دوران محکومیت شان به اتمام رسیده در انتخابات برای تمامی عمر دارند که آنها را به حاشیه می راند.

در برخی موارد، ممکن است رأی دهندگان بطور غیرقانونی از رأی دادن محروم شوند که یک تقلب انتخاباتی حقیقی به شمار می رود. برای مثال، ممکن است یک واجد شرایط رأی دادن «به طور تصادفی» از فهرست رأی دهندگان حذف شود و رأی دادن برایش ناممکن گردد. مسئولان فاسد انتخابات ممکن است از مقررات رأی گیری مانند آزمون باسوادی یا داشتن مدارک هویت یا نشانی چنان سوء استفاده کنند که رأی دادن برای افراد مورد نظرشان دشوار یا ناممکن شود. اگر چنین اعمالی علیه یک گروه مذهبی یا قومی به کار گرفته شود، ممکن است فرایند سیاسی را چنان منحرف کنند که کاملا غیرانتخابی شود، همچنان که در دوران سازندگی تا زمان تصویب قانون حقوق آراء ۱۹۶۵ اتفاق افتاد.

گروه ها همچنین می توانند به واسطه قواعدی که رأی دادن را برای آنها غیرعملی یا ناممکن سازد از شرکت در انتخابات محروم شوند. برای مثال، ملزم ساختن افراد به رأی دادن در حوزه انتخابیه خودشان، می تواند سربازان وظیفه، زندانیان، دانشجویان، بیماران بستری در بیمارستان ها یا هر کس دیگری که نمی تواند به خانه خود بازگردد را از رأی دادن محروم سازد. ممکن است روز رأی گیری در ایام نامناسبی مانند روزهای وسط هفته یا مناسبت های دینی و مذهبی تعیین شود. (مثال: شنبه مقدس یا دیگر روزهای مقدس گروه های مذهبی که تعالیم شان آنها را از رأی دادن در چنین روزهایی منع کرده است.) اگر حوزه های اخذ رأی در مناطق قابل دسترس نباشد یا در مناطقی باشند که از دیدگاه رأی دهندگان امن نباشد، برخی گروه های اجتماعی ممکن است در عمل از رأی دادن محروم شوند (جوامع روستایی بویژه در معرض چنین مشکلی هستند).

در انتخابات سراسری ۱۹۱۷ کانادا، در حین جنگ بزرگ، دولت اتحادیه، قانون رأی دهندگان نظامی و قانون انتخابات حین جنگ را تصویب کرد. قانون رأی دهندگان نظامی به هر نظامی فعالی اجازه می داد تنها از طریق حزب خود رأی دهد و به آن حزب اجازه می داد درباره این که آن رأی در کدام حوزه انتخابیه قرار گیرد تصمیم بگیرد. این قانون همچنین به زنانی که خویشاوند مستقیم یا همسر سرباز فعال باشند اجازه شرکت در انتخابات داد. به نظر می رسید که با این گروه ها به نفع دولت اتحادیه به طور تبعیض آمیزی برخورد می شود، چرا که آن حزب کارزاری برای تصویب خدمت وظیفه اجباری به راه انداخته بود. بر عکس، قانون انتخابات حین جنگ، برخی گروه های قومی را به نفع حزب رقیب یعنی حزب لیبرال از انتخابات محروم می کرد.

در سال ۲۰۱۲، ۱۰ ایالت آمریکا قوانینی به تصویب رساندند که بر مبنای آن، به منظور جلوگیری از تقلب انتخاباتی، رأی دهندگان می بایست برای رأی دادن، کارت شناسایی عکس دار ارائه کنند. مرکز مطالعات عدالت برنان مستقر در دانشکده حقوق دانشگاه نیویورک پژوهشی انجام داد و اعلام کرد که اقلیت ها، فقرا و سالخوردگان غالبا کارت شناسایی عکس دار ندارند و با فاصله ای بسیار از دفاتر صدور کارت شناسایی زندگی می کنند. بعلاوه، معلوم شد در طرح قانون ضرورت ارائه کارت شناسایی برای رأی دادن، سیاست جانبدارانه عامل مهمی در تصویب آن توسط مجلس که اکثریت آن در دست جمهوریخواهان بود ایفا کرده است.

۳-۱-۱.  تفرقه مخالفان

پرفسور بیتریز مگولونی، استاد دانشگاه استنفورد الگویی حاکم بر رفتار نظام های سیاسی مطلقه را تشریح کرده است. او می گوید احزاب حاکم می توانند بدون دستکاری آراء یا اجبار رأی دهندگان، کنترل خود را در یک نظام دموکراتیک حفظ کنند. در شرایط مطلوب، نظام دموکراتیک به حالت تعادلی هدایت می شود که در آن احزاب مخالف پراکنده، ناآگاهانه با حاکمیت تک حزبی همدستی می کنند. آنها به نظام حاکم اجازه می دهند نیازی به تقلب های انتخاباتی نداشته باشند.

نظام های رأی گیری رجحانی همچون رأی گیری امتیازی، رأی گیری رتبه بندی شده و رأی قابل انتقال، برای جلوگیری از دستکاری در نظام انتخاباتی و انحصارگرایی سیاسی طراحی شده اند.

۲-۱. ارعاب

ارعاب رأی دهندگان یعنی وارد ساختن فشار نامشروع بر رأی دهندگان تا به نفر یا نفراتی معین رأی دهند یا اصلا رأی ندهند. رأی غیابی یا دیگر انواع از راه دور با توجه به این که رأی دهنده دارای حمایت و خلوت جایگاه های اخذ رأی نیست، بیش تر در معرض انواع ارعاب است.

 ۱-۲-۱. خشونت یا تهدید به خشونت: در ساده ترین شکلش، رأی دهندگان جمعیتی خاص یا شناخته شده به عنوان حامیان یک حزب یا نامزد خاص، به طور مستقیم توسط حامیان حزب یا نامزد رقیب یا کسانی که اجیر آنها شده باشند تهدید می شوند. در موارد دیگر، حامیان یک حزب خاص به دیگران می فهمانند که اگر مشخص شود روستا یا منطقه همسایه «نادرست» رأی داده است، عواقب وخیمی متوجه آن گروه از مردم خواهد شد. روش دیگر، تهدید به اعمال خشونت است، مثل تهدید به بمب گذاری، که اثر آن بسته شدن مکان های اخذ آراء معینی شود و در نتیجه، رأی دادن را برای مردم آن منطقه دشوار کند.

۲-۲-۱. خرابکاری در مکان های اخذ رأی: ممکن است مکان های اخذ رأی در یک منطقه معین که به عنوان حامیان حزبی خاص شناخته شده اند هدف تخریب یا تهدید قرار گیرند و در نتیجه آن رأی دادن برای مردم آن منطقه ناممکن شود.

 ۳-۲-۱. تهدید های قانونی: در این مورد، به رأی دهندگان این باور درست یا نادرست القاء می شود که به لحاظ قانونی واجد شرایط رأی دادن نیستند یا قانوناً موظف هستند به فرد یا افراد معینی رأی دهند. رأی دهندگانی که نسبت به واجد شرایط بودن خود مطمئن نیستند ممکن است همچنین صراحتاً یا تلویحاً از سوی مقامات تهدید شوند که در صورت شرکت در رأی گیری بازداشت، نفی بلد یا مجازات خواهند شد. برای نمونه، در سال ۲۰۰۴، رأی دهندگان ایالت ویسکانسین و برخی مناطق دیگر اعلامیه هایی دریافت کردند که در آن نوشته شده بود: «اگر پیش از این در هر انتخاباتی در سال جاری شرکت کرده اید نمی توانید در رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید» که به معنای این بود که کسانی که در انتخابات های مقدماتی شرکت کرده بودن فاقد شرایط شرکت در انتخابات سراسری هستند. همچنین گفته شده بود که «اگر هرکدام از اعضای خانواده شما به هر دلیلی قانونا محکومیت دارند شما نمی توانید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید».  و سرانجام این که «اگر هر یک از این قوانین را زیر پا بگذارید ممکن است تا ۱۰ سال حبس محکوم شوید یا فرزندانتان از شما گرفته شوند». روش دیگری که در سال ۲۰۰۴ در منطقه کوک در ایالت ایلینیوس به طور غیرقانونی به کار گرفته شد این بود که به اشخاص خاص خبر می دادند که حق شرکت در انتخابات ندارند.

۳-۱. خرید آراء

مشهورترین شکل خرید آراء در قرن ۱۸ انگلستان رخ داد که تعدادی از اشراف تا آنجا که توانستند پول خرج کردند تا برنده شوند. رسوایی «انتخابات سپندریفت» در ایالت همشایر شمالی در سال ۱۷۶۸ اتفاق افتاد که سه اشراف زاده هر یک بیش از ۱۰۰۰۰۰ پوند برای تصاحب یک کرسی پارلمان خرج کردند.

ممکن است به رأی دهندگان پول یا جوایز دیگر داده شود تا به فرد یا افراد مشخصی رأی دهند یا از شرکت در انتخابات خودداری کنند. در برخی نظام های حقوقی، اعطا جوایز یا پیشنهاد پاداش هایی از این قبیل به عنوان «تهدید انتخاباتی» تلقی می شود.

۴-۱. ارائه اطلاعات غلط

ممکن است اطلاعات غلط یا گمراه کننده پخش شود تا بر نتیجه انتخابات اثر بگذارند. برای نمونه، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۰ شیلی، سیا از «تبلیغات سیاه» استفاده کرد – اخباری که وانمود می شود از طرف احزاب سیاسی مختلف صادر شده است – تا بذر نفاق بین اعضای ائتلاف سوسیالیست ها و کمونیست ها بیفکند.

راه دیگر استفاده از اطلاعات غلط، ارائه اطلاعات نادرست درباره زمان و مکان رأی گیری است تا شهروندان فرصت رأی دادن را از دست بدهند. حزب دموکراتیک ویسکانسین، گروه «خوشبختی برای آمریکایی ها» را متهم کرد با انتشار اعلامیه ای در آگوست ۲۰۱۱ واعلان زمان نادرست برای بازگرداندن آراء غایبان، چنین کاری کرده است. «خوشبختی برای آمریکایی ها» اعلام کرد که این یک اشتباه چاپی بوده است.

۵-۱. برگه های رأی گمراه کننده یا مغشوش

ممکن است از برگه های رأی برای بازداشتن ریختن آراء به نفع حزب یا نامزد خاصی از طریق نوع طراحی برگه یا علائمی، باعث سردرگمی رأی دهندگان برای رأی دادان به نامزد دیگر استفاده شود. برای نمونه، در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۰، برگ رأی دوطرفه ایالت فلوریدا به خاطر طراحی بد مورد انتقاد قرار گرفت چون بسیاری از رأی دهندگان را به رأی دادن به نامزد مخالف نظرشان راهنمایی کرد. برگه رأی توسط یک دموکرات طراحی شده بود؛ حزبی که برآورد شد بیشترین آسیب را از آن طرح خورد. طراحی بد یا گمراه کننده را معمولا غیرفانونی و تقلب به شمار نمی آورند، اما می تواند باعث تضعیف اصول دموکراسی شود.

در نظام رأی گیری سوئد، آراء هر حزب جداگانه چاپ می شود تا از سردرگمی رأی دهندگان بکاهد. اما برگه های رأی دموکرات های سوئد با برگه های رأی حزب سوسیال دموکرات سوئد که با حروفی مشابه منتشر می شود اشتباه گرفته شد.

یک راه دیگر اشتباه مردم در رأی دادن به نامزدی به غیر از نامزد مورد نظرشان، استفاده از نام یا آرم انتخاباتی مشابه است. هدف، هدایت رأی دهندگان به سوی نامزد یا حزب اشتباه و اثرگذاری بر نتیجه انتخابات است. چنین ترفندهایی به خصوص در مواردی که بخش بزرگی از رأی دهندگان کم سواد یا بی سواد هستند مؤثر است. البته این کار نیز معمولا غیرقانونی محسوب نمی شود اما برخلاف اصول دموکراسی است.

راه دیگر ایجاد سردرگمی در رأی دهندگان، گوناگونی شیوه های رأی دادن در سیستم انتخاباتی مختلف است. این می تواند در صورت استفاده از سیستم غلط، به نامعتبر شمرده شدن برگه های رأی بینجامد. برای نمونه، اگر رأی دهنده ای در برگه های رأی دارای فهرست نامزدها که در جلوی هریک مربعی قرار دارد اشتباها در مربع مورد نظر ضربدر بزند، برگه رأیش باطل می شود.

به عنوان مثال، در اسکاتلند، بسته به درجه قانونی انتخابات، تا چهار سیستم رأی گیری و برگه رأی ممکن است مورد استفاده قرار گیرد: در انتخابات محلی از آراء منفرد انتقال پذیر؛ در انتخابات مجلس اسکاتلند از سیستم عضو اضافی؛ در انتخابات سراسری مجلس بریتانیا از فهرست نامزدها؛ و در انتخابات پارلمان اروپا از سیستم فهرست حزبی.

منبع:‌ دانشنامه آزاد ویکیپدیا

برگردان به فارسی توسط گروه ترجمه «حق‌الناس»

تقلب انتخاباتی- قسمت دوم و پایانی

برچسب‌ها: ، ،