رای حلال، رای حرام: خوانش یک خطر

در انتخابات اخیر، ارزیابی و خوانشی از آراء برای نخستین بار وارد ادبیات سیاسی-اجتماعی و سپهر سیاسی ایران شد که به نظر نگارنده نشانگانِ هشدار دهنده ای است؛ سرعت تحولات در جوامع در حال توسعه بالاست. همین سرعت بالا موجب ناسنجیدگی و ناپختگی در کنش های سیاسی-اجتماعی می شود.

عمران گاراژیان- باستان‌شناس و استاد دانشگاه

انتخابات در ایران پدیده ای پیچیده است. پدیده ای اجتماعی-سیاسی و نشانه ای از دمکراسی خواهی و فعالیتِ رده های مختلف ساختار قدرت در تعیین سرنوشت سیاسی جامعه. نبود احزابِ با دوام موجب شده در انتخابات ها خلاقیت و کنشگری بطور توام بی چارچوب و بدون ساختار معین و خلق الساعه در بافت سیاسی -اجتماعی ظهور کرده و با موج های انتخابات فراگیر شود. اگر حزب به معنی واقعی آن در ایران وجود داشت رای دهندگان به برنامه هایی معین و منسجم که در اتاق فکر احزاب تدوین شده اند و دارای سابقه و پیشینه هستند، رای می دادند. در نبود چنین اتاق فکرهایی که سنجیده تر و پاسخگوتر از شرایط کنونی عمل می کردند، انتخابات در ایران زمانی برای آزادی های بیشتر البته بطور کوتاه مدت و ناگزیز دارای آسیب های احتمالی ناشی از ناسنجیدگی ها در آستانۀ انتخابات هاست.

در انتخابات اخیر، ارزیابی و خوانشی از آراء برای نخستین بار وارد ادبیات سیاسی-اجتماعی و سپهر سیاسی ایران شد که به نظر نگارنده نشانگانِ هشدار دهنده ای است؛ سرعت تحولات در جوامع در حال توسعه بالاست. همین سرعت بالا موجب ناسنجیدگی و ناپختگی در کنش های سیاسی-اجتماعی می شود. به بیان دیگر انتخابات ها می آیند و می روند، دولت ها یکی پس از دیگری جایگزین می شوند و سوابقی مشخص از خود بجا می نهند. اینها قابل ارزیابی و تجزیه و تحلیل است. چیزی که کمتر تجزیه و تحلیل می شود این است که گروه های سیاسی-اجتماعی که در آستانه پدیده ای به نام انتخابات به هم می گرایند ممکن است چه تاثیرهایی بر سپهر سیاسی-اجتماعی سیال جامعه ایران در آینده بگذارند. سوال و مسئله اصلی این است: این همگرایی های کوتاه­ مدت و عموما بی ریشه و پیشینه، مبناها و معیارهای کنشگری سیاسی-اجتماعی جامعه را چگونه در بلندمدت تحت تاثیر قرار خواهند داد؟

به نظر نگارنده تا حال در جامعه و در سپهر سیاسی ایران نهادهای انتخابی و انتخابات از معیارها و مبناهای دمکراتیک جهانی پیروی می کرده اند. در آن مبناها هر انسانی که شرایط لازم را داشته باشد به اعتبار شرایطی که قانون تعیین کرده، دارای حق رای است. این حق بین همه انسان ها برابر است. به نظرم از انسان بودگی و عاقل بودگی و از حق تعیین سرنوشت خود منشاء می گیرد. حال در انتخابات اخیر چه مسئله ای اتفاق افتاده که نگارنده آن را خطر خوانش می کند؟

سیطره جویی و تمامیت خواهی تفکر سنتی دینی بر نهاد انتخابات خوانش خطرناک از رای ارائه کرده است. از این پس هر انسان مومنی در کنار فرایض دینی و دغدغه های حلال و حرام معیشتی که فراگیرترین نمود و ظهور و بروز حلال و حرام در جامعه هستند، ممکن است با این سوال و مسئله مواجه شود که رای اش حلال است یا حرام؟! خوانش حلال و حرام از رای که مخفی و محرمانه است، سیطره تفکر دینی سنتی و تمامیت خواهی آن را تا عمق کنشگری های سیاسی-اجتماعی و انتخاباتی در مقیاس فردی پیش می برد. این سیطره و تا اینجا خطرساز و خطرناک نیست. خطرساز و خطرناک آن زمانی است که در انتخابات های آینده، پیش از رای گیری، مراجعی نامعتبر در سپهر سیاسی-اجتماعی ایران آراء رقیب را حرام ارزیابی کنند. خصوصا در بافت سیاسی-اجتماعی بداخلاق ایران این زمینه همیشه وجود دارد که از هر ابزاری از جمله باورهای مومنان در راستای اهداف سیاسی- اجتماعی و کسب قدرت بهره برداری شود.

تقابل سیاه و سفیدِ حلال و حرام همچنین زمینه کشمکش ساز آن در بافت اجتماعی-سیاسی از آسیب های ارزیابی آراء و طبقه بندی آن آراء به حلال و حرام است. حال سئوال و مسئله نوینی در مورد آراء مطرح خواهد بود: مبنای تشخیص رای حلال از حرام چیست؟ مرجع تشخیص آن کیست؟  افراد چگونه مبانی و مراجع را تعیین اعتبار خواهند کرد؟ حلال و حرام دینی منابع دارد، مراجع تخصصی تشخیص دارد و می توان به آن منابع و مراجع مراجعه کرد. اما در مورد رای چطور؟ آیا این پایه ای ترین و بکرترین مبنای دمکراسی و دمکراسی خواهی در سپهر سیاسی-اجتماعی ایران که مانند اصول دین، تحقیقی است نه تقلیدی، تحقیقی خواهد ماند یا اینکه تقلیدی می شود. اگر تقلیدی شود و مراجع آن بیرون از حوزه سیاست و مناسبات ساختار قدرت شکل گیرد، آنگاه می توان همچنان آن را کنشی سیاسی-اجتماعی در راستای دمکراسی و دمکراسی خواهی ارزیابی کرد؟ و سوال بسیار اساسی تر این است: آنگاه که دمکراسی ریشه های ضد کلیسای قرون وسطایی دارد و در تقابل با آن و ساختار قدرت تمامیت خواهانه کلیسای قرون وسطاست. حالا که در سپهر سیاسی-اجتماعی ایران تنها بازمانده جمهوریت یعنی انتخابات، اینچنین مورد سیطره جویی و تمامیت خواهی تفکر سنتی دینی قرار گرفته، نباید چاره ای اندیشید؟

به نظرم رای به عنوان کنشی سیاسی-اجتماعی و حقی دمکراتیک که ساختار سیاسی و غیردینی قدرت به تک تک مردم و شهروندان داده است، حلال و حرام ندارد. مبنای حلال و حرام از تفکر دینی می آید و رای دادن از اردوگاه رقیب آن در ساختار قدرت پسا قرون وسطایی؛ در نتیجه نمی توان آن مبنا را وارد این سپهر کرد و مورد استفاده قرار داد. بگذاریم دین راه خودش را برود و نهادهای دمکراتیک مانند انتخابات راه خودشان را ادامه بدهند. بگذاریم اعتبار هریک از نهادهای دینی و اجتماعی- سیاسی بجای خود و متکی بر مبناهای خود حفظ شود. حلال و حرام کردن رای دغدغه ای دین مدارانه را وارد سپهری غیر دینی می کند. در این مواجه، آنچه در خطر است اعتبار دین است و آنچه مورد سوء استفاده قدرت طلبان قرار می گیرد، احساسات پاک و بی آلایش دینداران است. رای دادن کنشی سیاسی-اجتماعی و غیر دینی است و رای حلال و حرام ندارد. حلال و حرام و مبناها همچنین مراجع آن بر رای مترتب نیست.

برچسب‌ها: ، ،