انتخابات؛ احزاب و نخبگان در حاشیه، هنرمندان در متن

نقش آفرینی هنرمندان در عرصه انتخابات ۹۶، بسیار گسترده و پررنگ بود. این نقش آفرینی چشمگیر اگرچه نشان از مسوولیت پذیری هنرمندان در قبال رویدادهای سیاسی و اجتماعی کشور داشت اما این سوال را ایجاد کرد که در میان این همه هیاهوهای انتخاباتی و حضور پررنگ کنشگران غیرسیاسی در امر انتخابات، چرا صدای احزاب، نهادهای سیاسی و مدنی و نخبگان کمتر به گوش می رسد.

نقش آفرینی گسترده کنشگران غیرسیاسی از جمله هنرمندان در انتخابات ۹۶ اگرچه اقدامی متعهدانه و مسوولانه بود اما به باور کارشناسان، نشان از فعالیت نیم بند احزاب و نهادهای مدنی و حضور کمرنگ نخبگان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در تصمیم گیری های کلان سیاسی داشت.

به گزارش  ایرنا ، نقش آفرینی هنرمندان در عرصه انتخابات ۹۶، بسیار گسترده و پررنگ بود. این نقش آفرینی چشمگیر اگرچه نشان از مسوولیت پذیری هنرمندان در قبال رویدادهای سیاسی و اجتماعی کشور داشت اما این سوال را ایجاد کرد که در میان این همه هیاهوهای انتخاباتی و حضور پررنگ کنشگران غیرسیاسی در امر انتخابات، چرا صدای احزاب، نهادهای سیاسی و مدنی و نخبگان کمتر به گوش می رسد. این در حالی است که در در رویدادهای مهمی چون انتخابات در جوامع توسعه یافته صدای احزاب و نهادهای مدنی از هر گروه دیگری بلندتر است.

در این دموکراسی ها اگرچه ممکن است چهره های شناخته شده ای از میان ورزشکاران و هنرمندان که در اصطلاح ستاره یا سلبریتی نامیده می شوند، از نامزد خاصی در انتخابات حمایت کنند اما گستردگی ایندست حمایت ها هرگز به اندازه ای که در انتخابات اخیر ایران شاهد بودیم نمی رسد.

«سید وحید عقیلی» جامعه شناس ارتباطات و رییس دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، در گفت وگو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، به بررسی نقش کنشگران غیر سیاسی مانند هنرمندان و ورزشکاران برای ترغیب مردم به حضور فعال سیاسی در رویدادی چون انتخابات پرداخت.
به گفته عقیلی اگرچه حمایت هنرمندان از اتخابات ۹۶ اقدامی مسوولانه بود اما تا اندازه ای جای خالی فعالیت تاثیرگذار احزاب، نهادهای سیاسی و مدنی و نخبگان در رویدادهای سیاسی کشور را نشان داد.

در ادامه متن کامل گفت وگو با عقیلی آمده است:

تحلیل شما از حضور فعال هنرمندان در انتخابات ۹۶ چیست؟

کنشگری هنرمندان در انتخابات ۹۶ بسیار پررنگ بود به گونه ای که آنان در این انتخابات جای احزاب، نهادهای مدنی و نخبگان سیاسی و اجتماعی را پر کردند. وقتی در یک جامعه نقش کانون های سیاسی و احزاب به خوبی انجام نشود و رسانه های متعهد و حرفه ای که باید در مسیر اطلاع رسانی و هدایت افکار عمومی حرکت کنند، بنابر دلایلی از انجام وظایف حرفه ای خود باز بمانند، کنشگران غیر سیاسی وارد عرصه می شوند. وقتی احزاب و نخبگان سیاسی و اجتماعی در رویدادهای سیاسی نقش واقعی خود را ایفا نکنند، ورود کنشگران غیر سیاسی به حوزه هایی مانند سیاست و انتخابات به امری عادی تبدیل می شود؛ مانند اتفاقاتی که در چند سال گذشته در چینش نمایندگان شورای شهر تهران افتاد.

 رویکرد شما به این معنا است که جامعه هنری و ورزشی حق دخالت در تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی کشور را ندارند؟

خیر. در یک جامعه مدنی همه اقشار از مردم عادی گرفته تا هنرمندان و ورزشکاران، حق حضور در تصمیم گیری های سیاسی را دارند و هیچ کس نمی تواند این حق را از آنان بگیرد اما اگر این حضور بیش از حضور فعالان سیاسی، مدنی و اجتماعی باشد کمی عجیب است. به عنوان مثال در سال های اخیر حضور هنرمندان و ورزشکاران در ترکیب شورای شهر فراتر از قاعده معمول بود و غیر طبیعی و غیرمنطقی به نظر می رسید. وقتی کنشگران سیاسی به معنی واقعی کلمه یعنی احزاب، کانون های سیاسی و طرفدارانشان به طور فعال در جامعه حضور نداشته باشند و در این زمینه فقدان وجود داشته باشد، ورود غیر طبیعی و توجیه ناپذیر هنرمندان و ورزشکاران به حوزه سیاست متاسفانه توجیه پیدا می کند.

آیا در دیگر کشورها از جمله کشورهای توسعه یافته اروپایی کنشگران غیر سیاسی از جمله چهره های شناخته شده هنرمند یا ورزشکار در سیاست دخالت نمی کنند؟

نقش آفرینی گسترده کنشگران غیرسیاسی در سیاست به تبع عدم حضور کنشگران سیاسی و رهبران فکری شکل می گیرد. وقتی اصول حکومت پارلمانی به درستی در یک جامعه رعایت شود، در بزنگاه هایی چون انتخابات هنرمندان و ورزشکاران در کنار چهره های سیاسی، رهبران فکری، روزنامه نگاران و نویسندگان هستند نه اینکه این نخبگان در حاشیه قرار گیرند و حضورشان تحت تاثیر هنرمندان قرار گیرد. بحث اصلی میزان حضور کنشگران غیر سیاسی و غیرنخبه در امور سیاسی است و گرنه حضور معقول و آگاهانه کنشگران غیر سیاسی ایرادی ندارد.

شما به اهمیت نقش نخبگان و کانون های سیاسی و مدنی چون احزاب در تصمیم گیری های کلان کشور تاکید دارید. این نقش چگونه می تواند به نحو احسن به اینگونه کنشگران اعطا شود؟

در حوزه علوم سیاسی اصلی داریم با عنوان دیپلماسی پارلمانی و در ارتباطات نیز بحثی تحت عنوان ارتباطات سیاسی وجود دارد که این دو حوزه یکسری ویژگی ها و شئونی داشته که مورد پذیرش جمهوری های پارلمانی قرار دارند. جمهوری اسلامی ایران نیز طبق این اصول بنا نهاده شده است و جمهوری اسلامی یک جمهوری پارلمانی است. در این گونه نظام ها که یکی از ویژگی های مهم آنها برگزاری دوره ای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری است، احزاب و کانون های سیاسی و نهادهای مدنی نقش بسیار پررنگی را ایفا می کنند. این نقش باید در تمام طول سال نه فقط شب انتخابات ریاست جمهوری و مجلس پررنگ و پرقدرت ایفا شود. البته این اتفاق نیازمند وجود فضای مناسب برای شکل گیری و فعالیت احزاب است.

از نگاه ارتباطات سیاسی نیز در یک جمهوری پارلمانی باید چهار عنصر مردم، دولت یا حکومت، رسانه ها و کانون های حزبی وجود داشته باشند و در یک رابطه منطقی و دوجانبه با هم در تعامل باشند و هر یک اثرگذاری خود را داشته باشند.

آیا تفاوتی میان هدایتگری کنشگران غیرسیاسی چون هنرمندان با نخبگان و فعالان سیاسی و اجتماعی در رویدادهای سیاسی وجود دارد؟

در حوزه های عمومی و مربوط به ارتباطات سیاسی همواره عده ای نخبه و متخصص در حوزه های سیاست، اقتصاد، جامعه شناسی، کارآفرینی و … داریم. اینها چهره هایی هستند که در رویدادهایی مانند انتخابات، می توانند هدایتگری واقعی تر و کارشناسی تری داشته باشند و با آگاهی و اشراف کامل نسبت به مسایل و شرایط موجود، اغنا و هدایتگری مردم را بر عهده گیرند. وقتی این افراد نباشند این کار را افرادی چون هنرمندان و ورزشکاران انجام خواهند داد. این اتفاق بد نیست و در انتخابات اخیر خودمان اگرچه تا اندازه ای بر هیجانات مردمی دامن زد، اما به هر ترتیب منجر به نتیجه خوبی در انتخابات شد، اما می تواند ایراداتی نیز داشته باشد.

 از نگاه شما این ایرادات چیست؟

از نظر روانشناختی و علم ارتباطات افرادی که در اصطلاح ستاره یا سلبریتی نامیده می شوند، در بین لایه های جامعه نفوذ دارند و همواره مورد استقبال جامعه به خصوص طبقه جوانتر قرار می گیرند و می توانند اثرگذاری ویژه ای در اغنای مردم داشته باشند. هنرمندان و ورزشکاران می توانند نقش مهمی در تغییر آرای مردمی داشته باشند و این نکته بسیار حایز اهمیتی است. باید به این نکته توجه داشت که مهمترین علت دنباله روی از کنشگران غیر سیاسی چون هنرمندان و ورزشکاران، التهابات هیجانی است و این التهابات روحی و روانی ممکن است عنصر شناخت را از مردم بگیرد و بر تفکر عمیق مردم اثر منفی بگذارد. بنابر این بهتر است در امور سیاسی، کنشگران سیاسی از جمله احزاب نبض امور را در دست گیرند و فضا برای فعالیت آنها به اندازه کافی وجود داشته باشد.

 در امر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه، رسانه ها یکی از ارکان مهم تلقی می شوند. به نظر شما آیا در انتخابات اخیر رسانه ها توانستند نقش واقعی خود را ایفا کنند؟

آنگونه که باید خیر. اگرچه رایو و تلویزیون توانست به طور شایسته مناظره ها را برگزار و هدایت کند اما در زمینه شفاف سازی، آگاهی بخشی، اغنا و ترغیب مردم به حضور در تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی بیش از اینها از رسانه ها انتظار می رود. همین موضوع است که موجب سرازیر شدن سیل مردم به شبکه های مجازی شده است. متاسفانه در نبود وسایل ارتباط جمعی که به اندازه کافی روی مردم تاثیر داشته باشند، مردم برای دستیابی به اخبار به شبکه های اجتماعی رجوع می کنند. طبق آماری که بتازگی منتشر شده، ۴۷ میلیون ایرانی عضو تلگرام هستند و چیزی نزدیک به دو میلیارد پیام در روز انتخابات ایران توسط ایرانی ها رد و بدل شده است. این میزان از نفوذ شبکه های اجتماعی در بین ایرانیان گویای برخی مسایل است و نشان می دهد، رسانه های حرفه ای از جمله رادیو، تلویزیون، خبرگزاری ها و مطبوعات به اندازه کافی نیازهای خبری مردم را تامین نمی کنند. این در حالی است که در شبکه های اجتماعی میزان خطا و اخبار نادرست و شایعه فراوان است و شبکه های اجتماعی ممکن است در بزنگاه ها مردم را به سمت و سوی نادرست هدایت کند.

برچسب‌ها: ، ، ، ،