نظارت استصوابی

در فقه حاکم در جمهوری اسلامی، «نظارت» بر انتخابات، ضروری است، ولی نه از باب آنکه جلوی «تخلفّات» احتمالی «مجریان» گرفته شود؛ بلکه از باب اینکه جلوی «اشتباهات» احتمالی «شهروندان» گرفته شود. از همین روست که «نظارت استصوابی»، مبنای فقهی پیدا می‌کند و بدون آن، انتخاب مردم از بیخ و بن، بی‌ارزش و فاقد اعتبار محسوب می‌شود.

۱ آذر ۱۳۹۵

آیا انتخابات حق ملت است؟

همۀ امور اجتماعی و سیاسی در سیطرۀ ولایت قرار ندارند و قبول ولایت ولی، به معنای نفی حق مردم برای «وکالت» و انتخاب نمایندگان جهت تصمیم‌گیری در امور مربوط به خودشان نیست. از سوی دیگر، چون مردم در حوزۀ «امور عمومی»، بالاصالة صاحب حق هستند، پس تصمیمات آنان _ که توسط نمایندگانشان اتخاذ می‌شود _ نیازمند تنفیذ ولیّ‌فقیه نیست؛ «مردم اگر بخواهند در امور عمومی تصرف کنند، لازم نیست از ولیّ مسلمین اذن بگیرند»

۱۲ آبان ۱۳۹۵

ولایت‌فقیه و انتخابات

در نظر حضرت امام، ولایت‌فقیه هرگز عرصه را بر تشخیص موضوعات از سوی مجلس، تنگ نمی‌کند و نقش مهم مجلس را از «تصمیم‌گیری» به «ارائه نظر مشورتی» تقلیل نمی‌دهد. مبنای حضرت امام این است که مجلس شورای اسلامی عمدتاً بر مبنای نیازها و ضرورت‌های نظام و یا برای رفع سختی‌ها و دشواری‌های زندگی اجتماعی و یا در جهت جلوگیری از فساد و مانند آن به قانونگذاری می‌پردازد و از سوی دیگر، تشخیص این موضوعات، در قلمرو «عرف» و کارشناسان مربوطه است.

۱ آبان ۱۳۹۵
ترجمه مقالاتی از کتاب اقتدارگرایی انتخاباتی- قسمت چهارم و آخر

پویایی اقتدارگرایی انتخاباتی

در نظام های اقتدارگرای انتخاباتی،انتخابات چیزی بیش از مناسبتی برای هلهله و شادی است. انتخابات ها مقوم بازی سیاسی هستند. حتی اگر انتخابات ها با سرکوب، تبعیض، محرومیت یا تقلب خدشه دار شوند، مقوم زمین بازی، قواعد بازی، بازیگران، منابع شان و راهبردهای در دسترس شان هستند.

۱۵ مهر ۱۳۹۵
ترجمه مقالاتی از کتاب اقتدارگرایی انتخاباتی- قسمت سوم

مشاهده اقتدارگرایی انتخاباتی

آنچه می توانیم در نظام های انتخاباتی اقتدارگرا ببینیم، نتایج انتخابات و توزیع رسمی آراء و کرسی ها در میان احزاب و نامزدهاست. اما در شرایط اقتدارگرایانه، ارقام انتخاباتی را نمی توان به عنوان بیان قابل اعتماد «اراده مردم» قلمداد کرد، بلکه نمایانگر محصول فریبکاری و دستکاری اقتدارگرایانه رجحان های عمومی به شمار می رود.
مطابق قاعده تحول آدام شوورسکی، نظام سیاسی را که در آن مناصب اجرایی و قانونگذاری از طریق انتخابات نصب می شود اما حزب حاکم هیچگاه بازنده انتخابات نیست نباید به عنوان نظامی دموکراتیک طبقه بندی کرد.

۵ مهر ۱۳۹۵
ترجمه مقالاتی از کتاب اقتدارگرایی انتخاباتی- قسمت دوم

توصیف نظام‌های اقتدارگرای انتخاباتی

بسیاری از نظام های انتخاباتی جدید نه دموکراسی، نه در حال حرکت به سمت دموکراسی، بلکه آشکارا اقتدارگرا هستند، هرچند به طریقه ای که از اشکالی از حاکمیت اقتدارگرا که می شناسیم متفاوت است. مفهوم اقتدارگرایی انتخاباتی، هم خصلت اقتدارگرایانه ای که این نظام ها داراست و هم فرایندهای انتخاباتی که اجرا می کنند را جدی می گیرد. تأکید بر «اقتدارگرایی» برای تمایز آن از دموکراسی های انتخاباتی و تأکید بر «انتخابات» برای تفکیک آنها از حکومت های مطلقه «بسته» است.

۲۱ شهریور ۱۳۹۵
ترجمه مقالاتی از کتاب اقتدارگرایی انتخاباتی- قسمت اول

مفهوم اقتدارگرایی انتخاباتی

نظام های اقتدارگرای انتخاباتی با برگزاری انتخابات های ادواری برای انتخاب رئیس قوه مجریه و مجالس شورای ملی، همان انتخابات های چندحزبی مألوف را اجرا می کنند. با این همه، اصول لیبرال دموکراتیک آزادی و انصاف را چنان نظام مند و استادانه زیر پا می گذارند که انتخابات به جای «ابزاری برای دموکراسی» به ابزاری برای حاکمیت اقتدارگرایانه تبدیل می شود.

۱۴ شهریور ۱۳۹۵

اختیارات مجلس شورا در نظام اسلامی

امکان یا عدم امکان انتخابات مجلس، بستگی به نقش مؤثر و کارآمد مجلس در انجام دو وظیفۀ خطیر قانونگذاری و نظارت دارد و در هر نظامی که مجلس در ایفاء این نقش، دست بسته و مسلوب‌الاختیار باشد، قهراً انتخابات نیز تأثیری در ادارۀ کشور نداشته و بود و نبود آن تفاوتی نمی‌کند.

۳۰ مرداد ۱۳۹۵

قانون انتخابات نیازمند اصلاح ساختاری

در دموکراسی‌های حاکم بر کشورهای توسعه یافته احزاب بخشی از فرایند انتخابات هستند اما در کشور ما احزاب نقشی ندارند که باید با اصلاح قانون و از طریق آموزش و تربیت نیروهای متخصص و حرفه ای و با اتکا به قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی احزاب فعال شوند و این احزاب باشند که در فرایند ثبت نام، تایید صلاحیت و قرار گرفتن در معرض آرای مردمی، افراد را آماده کنند…

۲۵ مرداد ۱۳۹۵